<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>...Art ...             </title>
<link>http://faranakarta.blogfa.com/</link>
<description>وب نوشته های فرانک آرتا                                                 </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 18 Nov 2009 06:55:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>گفت‌وگو ی اختصاصی با دارين حمسه، بازيگر لبنانی فیلم کتاب قانون</title>
<link>http://faranakarta.blogfa.com/post-69.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;صحنه‌اي از فيلم را با آقاي پرستويي اجرا کردم و در صحنه انتخاب بازيگر از من درخواست کردند گريه کنم. اين صحنه مورد پسند آقاي پرستويي قرار گرفت و ايفاي نقش مرا پذيرفت. آقاي ميري هم از من خواست که متني فارسي را به زبان فارسي بخوانم و از آن‌جا که زبان عربي و فارسي حروف‌هاي مشابه دارند، به‌خوبي از عهده کار برآمدم. چند روز بعد با من تماس گرفتند و اعلام کردند که اين نقش را به من سپرده‌اند...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;دارین حمسه&quot; align=baseline src=&quot;http://faranakarta.googlepages.com/darinehamze3.jpg&quot;&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;دارین حمسه&quot; align=baseline src=&quot;http://faranakarta.googlepages.com/2.JPG&quot;&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 18 Nov 2009 06:55:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=faranakarta&amp;postid=69</comments>
<dc:creator>faranakarta</dc:creator>
<guid>http://faranakarta.blogfa.com/post-69.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گفتگو با لیلا حاتمی درباره فیلم بی پولی</title>
<link>http://faranakarta.blogfa.com/post-68.aspx</link>
<description>وقتي بازيگر نقش را در فيلمنامه مي‌خواند خودش مي‌فهمد. فيلمنامه خواندن هم مثل کتاب خواندن است. خيلي‌ها که فيلمنامه نخوانده‌اند فکر مي‌کنند چيز پيچيده‌اي است. اما همان‌طور وقتي که  داستاني مي‌خوانيد، شخصيت‌ها در داستان شما را با خود مي‌برند، فيلمنامه هم به همين شکل است. خودتان مي‌فهميد نقش‌ها و شخصيت‌ها چه شکلي‌اند يا نيستند....
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;عکس:فرانک آرتا&quot; align=baseline src=&quot;http://faranakarta.googlepages.com/leylaHatami.JPG&quot;&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 16 Nov 2009 06:53:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=faranakarta&amp;postid=68</comments>
<dc:creator>faranakarta</dc:creator>
<guid>http://faranakarta.blogfa.com/post-68.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گفت‌وگو با پرويز پرستويي، بازيگر فیلم &quot;بیست&quot;</title>
<link>http://faranakarta.blogfa.com/post-67.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;                                                      &lt;FONT size=4&gt;بازي در سكوت&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;از خصوصيات بارز سليماني در فيلم &lt;/STRONG&gt;بيست &lt;STRONG&gt;سكوت و وسواس اين شخصيت است. اين روحيه از كجا مي‌آيد؟ &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اين دو خصوصيت وسواسي و ساكت بودن در ابتدا در خود فيلمنامه و متن بود و در واقع برگرفته از ذهنيت فيلمنامه‌نويسان و كارگردان بود و بعد با همفكري و مشورت با كارگردان سعي شد شخصيت سليماني كم‌تر صحبت كند و بيشتر در سكوت بازي كند. يعني بيشتر در گوشه‌اي بنشيند و فقط نگاه كند، چون آدمي است كه حرفي براي گفتن ندارد و خيلي با آدم‌هاي پيرامونش ارتباط برقرار نمي‌كند. او زني داشت كه ازش جدا شده و همين مساله باعث شده كه بيشتر به‌اصطلاح در خودش باشد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;ايفاي نقش برايتان مشكل نبود؟ به اين خاطر كه بسيار تلخ بود و شبيه هيچ‌كدام از نقش‌هاي قبلي‌تان نبود كه خيلي زود تماشاگر را با خود همراه مي‌كرد... &lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بله، سليماني خيلي كنش‌هاي بيروني ندارد. اما وقتي فيلمنامه را خواندم خيلي دوست داشتم اين نقش را بازي كنم، چون خصوصيات آن به گونه‌اي بود كه مي‌توانستم دنياي جديدي را تجربه كنم. ضمن اين‌كه در تحليل‌هاي بازي‌هايم به من مي‌گفتند كه كنش‌هاي بيروني پرستويي زياد و بيشتر بازي‌هايش بيروني است...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;پرويز پرستويي ومهتاب كرامتي در فيلم بيست&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.filmnews.ir/Photo/News/Larg/21_870529_L600_632916.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 10 May 2009 07:23:35 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=faranakarta&amp;postid=67</comments>
<dc:creator>faranakarta</dc:creator>
<guid>http://faranakarta.blogfa.com/post-67.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شمایلی ماندگار/درباره رضا کیانیان</title>
<link>http://faranakarta.blogfa.com/post-66.aspx</link>
<description>حالا ديگر با قاطعيت مي توان گفت كه رضا كيانيان به يكي از « شمايل »هاي سينماي ايران تبديل شده است . اين كه چگونه يك  بازيگر به «شمايل» تبديل مي شود ودر خاطره ها باقي مي ماند  به خيلي مسائل ربط پيدا مي كند. شايد يكي از دلايلش اين باشد كه كيانيان در ايفاي  نقش ها ، همچون آينه اي شفاف كيفيتي  از زندگي مرد ايراني وفرهنگ ايراني را به نمايش مي گذارد كه به راحتي با تماشاگر ارتباط برقرار مي كند.  اما اگر مستقيم پرسيد كه اين شكل اجرا چه جوري است كه چنين ذهنيتي را بوجود مي آورد ؟‌شايد به راحتي  نتوان به  جواب سرراستي رسيد...
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;رضا كيانيان&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.cinemaema.com/parameters/cinemaema/images/news/1232697787big.jpg&quot; align=baseline border=0&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 27 Apr 2009 06:17:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=faranakarta&amp;postid=66</comments>
<dc:creator>faranakarta</dc:creator>
<guid>http://faranakarta.blogfa.com/post-66.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مکمل‌هاي دوست‌داشتني</title>
<link>http://faranakarta.blogfa.com/post-65.aspx</link>
<description>مطلب زیر را بعد ازبرگزاری بیست وهفتمین جشنواره فیلم فجر برای انتشار به نشریه صنعت سینما دادم.خلاصه این که یادداشت  نظر کلی ام درباره بازی های این دوره جشنواره بود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;                                                ***********************&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جشنواره فيلم فجر امسال در مقايسه با سال گذشته اين حُسن را داشت که فيلم‌ها طبق جدول از پيش اعلام‌شده به نمايش درآمدند و کمتر جابه‌جايي صورت گرفت. در نتيجه تکليف از قبل مشخص بود که فيلم‌ها را کِي و چگونه ببينيم. ضمن اين‌که از ازدحام در سالن سينماي رسانه‌ها همچون سال‌هاي قبل خبري نبود. دست‌کم براي همه صندلي خالي وجود داشت و خدا را شکر بوي دود سيگار هم در هوا استنشاق نکرديم! اگر بيست و اندي فيلمي که در بخش مسابقه سينماي ايران و فيلم‌هاي اول و دوم به نمايش درآمدند را در کنار هم قرار دهيم، جالب است که بسياري از آن‌ها درباره فيلم و سينما بودند، يا دست‌کم روايتي فيلم در فيلم‌گونه داشتند و به سينما و پشت صحنه‌اش گوشه چشمي نشان داده بودند. به لحاظ بازيگري، نکته جالب اين‌که در اين دوره نقش‌هاي مکمل و بازيگرانش خوش درخشيدند و اصولاً توجه به اين حادثه در شخصيت‌پردازي و نگارش فيلمنامه در سينماي ايران اميدوارکننده است... &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 18 Apr 2009 07:37:52 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=faranakarta&amp;postid=65</comments>
<dc:creator>faranakarta</dc:creator>
<guid>http://faranakarta.blogfa.com/post-65.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تکيه بر جاي بزرگان /گفتگو با هدايت هاشمي ، بازيگر فيلم وقتي همه خوابيم</title>
<link>http://faranakarta.blogfa.com/post-64.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;بخش بزرگي از بازي‌ام در اين فيلم حاصل راهنمايي‌هاي آقاي بيضايي بود. به خاطر مي‌آورم نخستين صحنه‌هايي را که در فيلم بازي مي‌کردم، مربوط به صحنه‌هاي درگيري شديد من با شايان شبرخ با بازي حسام نواب‌صفوي بود که ايشان خيلي خوب بازي کرد. آن صحنه‌ها را عصباني و پرهياهو بازي کردم. همان زمان آقاي بيضايي نگران شد. با من صحبت کرد و گفت: «نکند مي‌خواهي همه نقش را اين‌گونه اجرا کني؟» گفتم: «نه، من جايگاه نقش و نحوه اجراي آن را پيدا کرده‌ام و حواسم جمع است کجا چگونه بازي کنم.» سپس در طول فيلمبرداري به لحظاتي ديگر رسيدم که بايد مي‌خنديدم و بامزگي مي‌کردم که ديگر متوجه شدم خيال کارگردان از اين بابت راحت شده است... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG alt=&apos;پشت صحنه فيلم &quot;وقتي همه خوابيم&quot;&apos; hspace=0 src=&quot;http://www.cinegah.com/NewsImages/beizaee-14-2-87-b1.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 05 Apr 2009 11:39:41 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=faranakarta&amp;postid=64</comments>
<dc:creator>faranakarta</dc:creator>
<guid>http://faranakarta.blogfa.com/post-64.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مساله همین فهمیدن و فهم کردن است!</title>
<link>http://faranakarta.blogfa.com/post-63.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;فيلم&lt;B&gt;« آتش سبز »&lt;/B&gt; روايت امروزي از  تاريخ چند هزار ساله  كشور ايران  است .برخلاف فيلم هاي رايج تاريخي كه نحوه ي روايت ، وچيدمان عناصر تصاوير و نوع ديالوگ ها بيشتر به نقالي تنه مي زند تا اين كه لزوماً بخواهد  مفهوم ويژ ه اي  از تصوير وسينما ارائه دهد ،‌اتفاقاً‌‌‌ اين فيلم مبتني برفرم وزبان  سينماست .به گونه اي كه از طريق تاريخ ، شكلي از تصوير ايراني را درمعرض ديد قرار مي دهد.به عقيده اين  متن جمله ي معروفي كه درباره ژان رنوار گفته شد، كه از فيلم هاي اين فيلمساز بزرگ مي توان بو وطعم پنير فرانسوي را حس كرد – به معني فرانسوي ترين فيلمساز فرانسوي - ازخيلي جهات درباره  فيلم «آتش سبز »هم صدق مي كند. اين نكته  كه يك فيملساز ازدرون  بضاعت تاريخي  وفرهنگ كشورش فيلمي پيش روي تماشاگر قرا ر مي دهد كه مي توان از تك تك نما ها وپلان هايش به ايراني بودن رسيد ونه صرفاً‌از طريق نام ونشان كارگردانش ، حاكي از آن است كه او ادعا دارد ،‌ روايت جديدي از تاريخ درسينما  ارائه مي دهدكه فقط به تفكر خودش شبيه است ونه چيز ديگري .درست مثل تلاش فيلمسازاني همچون حاتمي ، مهرجويي ، گلستان ، بيضايي ونادري كه خواستند  « فيلم ايراني » بسازند...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG alt=&apos;فيلم &quot;آتش سبز&quot; به كارگرداني محمد رضا اصلاني&apos; hspace=0 src=&quot;http://www.sourehcinema.com/WebGallery/Film/OnTheSet/FullImage.aspx?PictureId=73385147-4523-4C11-984D-1998DB4CFB77&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 17 Mar 2009 11:06:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=faranakarta&amp;postid=63</comments>
<dc:creator>faranakarta</dc:creator>
<guid>http://faranakarta.blogfa.com/post-63.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>استفاده از ايده‌هاي صحنه‌اي </title>
<link>http://faranakarta.blogfa.com/post-62.aspx</link>
<description>&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;تيغ‌زن &lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;با توجه به گرفت‌وگيرهاي موجود در فيلمنامه‌اش به نظر مي‌رسد چاره‌اي ندارد جز اين‌که بر بازيگرانش متکي باشد. چون فيلم قصه‌اي سرراست را تعريف نمي‌کند، در نتيجه بسياري از جذابيت‌هاي داستاني‌اش الکن و بالقوه باقي مي‌ماند. از سويي قصد فيلم بر اين است که با تماشاگران بسياري ارتباط برقرار کند، بنابراين ناگزير است تمرکزش بر بازيگرانش باشد... &lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Mon, 21 Jul 2008 06:38:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=faranakarta&amp;postid=62</comments>
<dc:creator>faranakarta</dc:creator>
<guid>http://faranakarta.blogfa.com/post-62.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>محصور در نقاب </title>
<link>http://faranakarta.blogfa.com/post-61.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;انعکاس &lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;داستان يک مثلث عشقي را روايت مي‌کند و مي‌خواهد مورد پذيرش مخاطبان عام نيز قرار گيرد. قطعاً حضور بازيگران شناخته‌شده و جذاب يکي از شروط اصلي ساخت چنين فيلم‌هايي است، بازيگراني که قبلاً حس همدلي تماشاگر را برانگيخته باشند و حالا حضورشان در يک مثلث عشقي به آن حس دامن زند. &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;IMG alt=انعکاس hspace=0 src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1386/11/13626014051241002391814719011932222212.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-size: 12.0pt&quot;&gt;مهناز افشار (نسيم)، کامبيز ديرباز (شهروز) و حميد گودرزي (سينا)، هر يک اضلاع اين مثلث هستند. نسيم و شهروز با هم ازدواج کرده‌اند، اما حضور غيرمترقبه سينا آرامش آن دو را به هم مي‌زند. فيلم سعي مي‌کند از طريق تداوم حضور هر يک از اين شخصيت‌ها، مفهوم خيانت و اعتماد ــ تم مورد علاقه رضا کريمي ــ را مورد واکاوي قرار دهد. اين‌که چگونه هر يک از طرفين به مصاف خيانت مي‌روند و در نهايت آن را شکست مي‌دهند و همه‌چيز، به نفع زندگي مشترک تمام مي‌شود، مضمون&lt;B&gt; انعکاس &lt;/B&gt;است... &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 21 Jul 2008 06:26:17 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=faranakarta&amp;postid=61</comments>
<dc:creator>faranakarta</dc:creator>
<guid>http://faranakarta.blogfa.com/post-61.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گفت‌وگو با بيتا سحرخيز، بازيگر فیلم همخانه </title>
<link>http://faranakarta.blogfa.com/post-60.aspx</link>
<description>&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;خيلي‌ها از من پرسيدند که چرا مهرباني و لطافتي در رفتارم با جمشيد ندارم...&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; </description>
<pubDate>Tue, 10 Jun 2008 10:58:39 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=faranakarta&amp;postid=60</comments>
<dc:creator>faranakarta</dc:creator>
<guid>http://faranakarta.blogfa.com/post-60.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
