تبليغاتX
...Art ...
 مساله همین فهمیدن و فهم کردن است!

                                    مساله همین فهمیدن وفهم کردن است!

فيلم« آتش سبز » روايت امروزي از  تاريخ چند هزار ساله  كشور ايران  است .برخلاف فيلم هاي رايج تاريخي كه نحوه ي روايت ، وچيدمان عناصر تصاوير و نوع ديالوگ ها بيشتر به نقالي تنه مي زند تا اين كه لزوماً بخواهد  مفهوم ويژ ه اي  از تصوير وسينما ارائه دهد ،‌اتفاقاً‌‌‌ اين فيلم مبتني برفرم وزبان  سينماست .به گونه اي كه از طريق تاريخ ، شكلي از تصوير ايراني را درمعرض ديد قرار مي دهد.به عقيده اين  متن جمله ي معروفي كه درباره ژان رنوار گفته شد، كه از فيلم هاي اين فيلمساز بزرگ مي توان بو وطعم پنير فرانسوي را حس كرد – به معني فرانسوي ترين فيلمساز فرانسوي - ازخيلي جهات درباره  فيلم «آتش سبز »هم صدق مي كند. اين نكته  كه يك فيملساز ازدرون  بضاعت تاريخي  وفرهنگ كشورش فيلمي پيش روي تماشاگر قرا ر مي دهد كه مي توان از تك تك نما ها وپلان هايش به ايراني بودن رسيد ونه صرفاً‌از طريق نام ونشان كارگردانش ، حاكي از آن است كه او ادعا دارد ،‌ روايت جديدي از تاريخ درسينما  ارائه مي دهدكه فقط به تفكر خودش شبيه است ونه چيز ديگري .درست مثل تلاش فيلمسازاني همچون حاتمي ، مهرجويي ، گلستان ، بيضايي ونادري كه خواستند  « فيلم ايراني » بسازند.

حالا پرسش اين است كه فيلمساز موفق شده  به جهان خود درفيلم نقشي بدهد؟ پاسخ اين است :بله .

محمد رضا اصلاني از دنياي نقاشي به سينما مي آيد. حسن اين ورو د اين است كه فقط درون كمپوزيسيون ، نگارگري ها ونقش ونگار ها ي ايراني درجا نمي زند.اتفاقاً با شناخت ازآن فضاها وتفسير نويني كه از همان نقش ونگارها مي دهد ،  اصالت دوباره اي را بازآفريني مي كند . در فيلم چه درصحنه  هاي لانگ شات وچه درصحنه هاي كلوز آپ همين دغدغه ديده مي شود.يعني همان گونه درنگارگري همه اجزا ء به وضوح ديده مي شود درپلا ن ها ي فيلم وضوح تصاوير درنمايش جزييات وجود دارد.فيلم مبتني بر داستان كهن سنگ صبور وآيينه دق است .اين صبوري درفهم تاريخ درريتم فيلم وجوددارد . حكايت هاي فيلم با ضرب آهنگ حساب شده اي روايت مي شود. هرچند كه حركت دوربين سيال  است وناآرام .ولي هيچ كدام ازاين حركات نظير كرين هاي حساب شده خارج قلعه ويا درون ميدان شهر كه توسط  مرتضي پورصمدي با مهارت  فيلمبردار ي شده است قرار نيست ،‌ حسي از باشكوه بودن را پيش روي ما بگذارد، مثل فيلم هايي نظير سقوط امپراطوري رم ويا ال سيد. همان حسي كه ما ايراني ها درمورد تاريخ مان داريم ودل مان مي خواهد داشته باشيم ! اما درعوض فيلمساز با طمانينه – نظير همان سنگ صبوري كه با شنيدن داستان  واقعي بي عدالتي  دوتيكه مي شود -  تيغه ي  نقد خود را به دل تاريخ مي برد. اما دردل هرحكايتي تراژدي رقم مي خورد. درپايان هفتواد ، خاتون و مشتاق عليشاه چيزي جز سنگ  نصيب شان نمي شود.كريم خان زند كور مي شود .جاي خاتون وكنيزك عوض مي شود.هريك ازحكايت هاي پنج گانه فيلم به نوعي حرف يكديگر را تاييد مي كنند و دردل روايت پيچ درپيچ وهذيان گونه  فيلم حكايت ها بنا مي شوند. البته نكته جالب  فيلم درپايان آن نهفته است .بعد ازاين كه كنيزك تصوير خود را درون آيينه مي بيند ، حقيقتي كشف مي شود..وبعداز آن روي بام خاتون وكنيزك درباره جبر واختيار سخن مي گويند.ودرانتها ناردانه وهمه كاراكترها  مقابل دوربين به صف مي شوند ؛كناريكديگر.

 

 

يكي از كليدي ترين عنصر روايي درفيلم حركت دوربين است .حركت درفيلم «آتش سبز »به غير ازميزانسن وفضاسازي،مفهوم عميق تري را انتقال مي دهد.دوربين دراين فيلم نقش داناي كل را ندارد تا بخواهد  نقش خدايي و حتي آمرانه داشته باشد. بلكه دوربين اين بار جستجوگراست .هرجا كه صداست به همان جا سرك مي كشد. دقيقاً به دواين  پلان - سكانس توجه شود .لحظه اي  دربارگاه خاتون ميان او و سيمورغتميش سخناني رد وبدل مي شود.دراين جا كارگردان به جاي كات هاي پي درپي از كلوزآپ طرفين ، دائماً دوربين  ميان اين دو شخصيت به حركت درمي آورد . به طوري كه اول صداي كاراكترها شنيده مي شود وبعد دوربين دنبال آنها مي رود .اين دوربين دنباله رو ، هرجايي سر ك مي كشد تا صدايي باشدويا پلان – سكانس هاي مشتاق عليشاه و ناردانه نوجوان به همين شكل . به عبارتي ميزان هاي دوراني ومنحني وار درتمامي سكانس ها از كثرت به وحدت مي رساند .چيزي كه درتفكر يكتا پرستي و مذهبي ومعماري هاي دوران اسلامي مفهوم عيني وحقيقت مدارانه  دارد .بيراه نيست كه فيلم با آيه 28سوره بقره آغاز مي شود . حدود سي سال پيش اصلاني فيلم مهم « شطرنج باد » را نيز با عنايت  به سوره تكاثر مي سازد.

قبول دارم كه فهميدن آتش سبز سخت است .اين فيلم را بايد چند بار ديد .اما مهم ترين مساله  دردنياي فعلي همين فهميدن وفهم كردن  است .البته اگر اراده اي باشد ودغدغه ها بگذارند ،‌درميان صداهاي ناكوكي كه دراين روزگار گوش فلك را كركرده ،‌ ساز خوش نواي مشتاق علشاه ازدل تاريخ درجان آدم هاي امروزي جا خوش كند.

منتشر شده درشماره ۲۰۲نشریه فرهنگ وسینما/فروردین ماه ۱۳۸۸/ویژه نامه فیلم آتش سبز

 

|+| نوشته شده توسط فرانک آرتا در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 و ساعت 14:37