تبليغاتX
...Art ...
 ترکيب مليت‌ها

                                      پل رودخانه کوآي (ديويد لين، 1957) 

 سال‌ها پيش برايم نام ديويد لين مترادف بود با دو فيلم مورد علاقه‌ام؛ انتخاب هابسن (1954) و دکتر ژيواگو (1965). مخصوصاً وقتي که خبر نمايش انتخاب هابسن را از تلويزيون مي‌شنيدم، پس از ديدن فيلم، آن شب مدت‌ها به يکي از بهترين لحظات زندگي‌ام تبديل مي‌شد. بعدها که کارنامه فيلمسازي لين را مرور کردم، هرچه بيشتر به اعتبار و تاثيرات هنر فيلمسازي‌اش آگاه  شدم، به‌خصوص که هميشه از بازي بازيگران فيلم‌هايش لذت مي‌بردم. با ديدن مجدد پل رودخانه کوآي خاطره ديويد لين بار ديگر برايم زنده شد.

                                                                          The Bridge on the River Kwai

چهار بازيگر بزرگ در اين فيلم نقش دارند: الک گينس، جک هاوکينز، ويليام هولدن و سسوئه هاياکاوا. فيلم به زمان جنگ جهاني دوم مرتبط است. در آسياي جنوب شرقي، ژاپني‌ها نظاميان متفقين به‌ويژه انگليسي‌ها را در جزيره‌اي متروک به اسارت گرفته‌اند. فرمانده ژاپني اردوگاه با بازي سسوئه هاياکاوا تمام نظاميان از جمله افسران ارشد را مجبور مي‌کند تا در ساخت پلي فراز رودخانه کوآي براي عبور قطار‌هايي که براي نيروهاي ژاپني اهميت حياتي دارند کمک کنند. در غير اين‌صورت با بروز هر گونه نافرماني متوسل به خشونت مي‌شود. سرکرده انگليسي اسرا، سرهنگ نيکلسن (سِر الک گينس) زير بار دستورات فرمانده ژاپني ــ به دليل پاي‌بندي فوق‌العاده‌اش به انضباط نظامي و قوانين بين‌المللي ــ  نمي‌رود. ولي در نهايت پيشنهاد را قبول مي‌کند و به بهترين وجه احداث پل را به پايان مي‌رساند. اما دررويارويي پاياني پيش از مرگ به انفجار پل دست مي‌زند.

به نظر مي‌رسد با وجود اين‌که هر يک از بازيگران به‌درستي به ايفاي نقش پرداخته‌اند، به طوري که تماشاگر را غرق در فيلم مي‌کنند، ولي بدون شک بازيگر شماره يک اين فيلم، الگ گينسِ انگليسي است. سرسختي و در عين انعطاف‌پذيري او در ارائه يک افسر انگليسي مبادي آداب بي‌نظير است. اگر بهتر فيلم را ديده باشيم، اين نکته مشهود است. از ابتدا با سرهنگ سايتو سر ناسازگاري مي‌گذارد، بدون اين‌که کوچک‌ترين حرکت خشونت‌آميزي در را ه رفتن و در چهره او به نمايش درآيد. يک روز کامل دوپا مي‌ايستد، ولي در قامت او خميدگي به وجود نمي‌آيد. سرسختي توأم با خونسردي؛ نمونه اخلاق انگليسي که طرف مقابل را بالاخره به زانو درمي‌آورد. سرهنگ سايتو هم سرسخت است، ولي کيفيت بازي بازيگر ژاپني با بازيگر انگليسي کاملاً متفاوت است.

 سرهنگ نيکلسن نافرماني مي‌کند و به همين دليل به کوره اردوگاه تبعيد مي‌شود. دکتر سراغ او مي‌رود تا رأي‌اش را عوض کند. الک گينس در اوج خستگي و گرسنگي همچنان تزلزل‌ناپذير است. بالاخره از داخل کوره او را بيرون مي‌آورند. در آن لحظه فقط راه‌رفتنش را به خاطر بياوريد. پاهايي که در درون يک دخمه مچاله شده و بعد بايد با اين پاهاي مچاله‌شده قدم بردارد و به دفتر فرمانده برود. اين لحظه از بازي او را بارها بايد ديد. الک گينس براي ايفاي نقش سرهنگ نيکلسن جايزه اسکار را دريافت کرد.

سسوئه هاياکاوا ، بازيگر ژاپني نقش سرهنگ سايتو هم در ارائه بازي‌اش توانايي منحصربه‌فردي دارد. او در صحنه‌هاي مذاکره دوطرفه‌اش با نيکلسن، لحظاتي که به‌اصطلاح از طرف مقابل شکست مي‌خورد و بايد نرمي به خرج دهد، کاملاً چهره دوگانه‌اي از خود نمايش مي‌گذارد. او نيز به خاطر نقش افسر ژاپني کانديداي دريافت اسکار شد.

اما ويليام هولدن، افسر پياده‌نظام است که در ابتداي فيلم به عنوان اسير در اردوگاه نقشه فرار در سر دارد، فراري که افسر انگليسي آن را محال تلقي مي‌کند. هولدن برعکس سرهنگ نيکلسن علاقه‌اي به مبارزه ندارد و فقط مي‌خواهد خودش را از مهلکه نجات دهد. يک شخصيت متزلزل در مقايسه با سرهنگ نيکلسن. هولدن  افسري آمريکايي است که ترسو بودن را خيلي خوب به نمايش مي‌گذارد. او شخصيت فيلمنامه‌اي  قدرتمندي ندارد (يعني نقش اين‌گونه طراحي شده)، با اين حال در صحنه‌هاي رمانتيک فيلم ــ هرچند کوتاه ــ موفق‌تر است تا يک افسري که در انتها به‌اصطلاح دخل ژاپني‌ها را درمي‌آورد. ديويد لين چيدمان نقش‌ها و انتخاب بازيگران را به‌درستي انجام داده است. نقش هولدن را بايد يک آمريکايي بازي مي‌کرد و نقش سرهنگ نيکلسن را يک انگليسي.

جک هاوکينز، بازيگر انگليسي پل رودخانه کوآي نيز گويي افسري واقعي‌ست که براي جنگيدن آفريده شده. مصمم بودن در هدفش که انهدام پل و تسخير نيروهاي دشمن است، کيفيتي از بازي اوست که به شکل خاکستري و نه ساختگي از خود به جاي گذاشته است.

چاپ شده درنشریه صنعت سینما(شماره ۶۸-ویژه نامه نوروز۱۳۸۷)

|+| نوشته شده توسط فرانک آرتا در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 و ساعت 16:19