|
مي خواهم ادامه دهم
آن آواز در واقع يك جور مرثيه خواني مادر يا مادراني است كه از بالا شاهد تكه تكه شدن فرزندانشان هستند و حالت سوگواري و لالايي دارد، نمي دانم، كساني كه فكر مي كنند آن صداي زن «آواز» خواني است، شايد هرگز آواز زن را گوش نداده اند و يا كساني كه سكانس عاشقانه و با محبت زن و شوهر را «اروتيك» توصيف كرده اند،شايد شخصاً مشكلات ديگري داشته باشند ولي اين را مي دانم كه اين صحنه ها هيچ چيزي نيست جز اين كه مردي با روح پاك زنش سخن مي گويد. ● هنگام دريافت پروانه ساخت اين سكانس به چه شكلي در فيلمنامه مطرح شده بود؟ بله، همان طور كه مي دانيد فيلم در جشنواره فيلم فجر به نمايش درآمد و معناي نمايش فيلم در جشنواره اين است كه فيلم مجوز نمايش را دريافت كرده است. به هر جهت شوراي پروانه نمايش پيش از اين كه اجازه پخش فيلم در جشنواره را بدهد، دوبار فيلم را بازبيني مي كنند، يك بار به صورت ويديويي و يك بار هم به صورت كامل در قطع 35 ميلي متري، حتي به خاطر مي آورم از همان ابتدا در اداره نظارت و ارزشيابي با من صحبت كردند و مي گفتند: فكر نمي كنيد فيلم مشكلي داشته باشد؟ پاسخ دادم: به هر جهت آدمي هستم كه در اين مملكت زندگي مي كنم و قوانين و مسائل اعتقادي اين مملكت را مي شناسم. از سويي خودم يكسري اعتقاداتي دارم كه مي دانم نبايد از آن ها عدول كنم. هنگام نمايش در جشنواره مرداني را ديدم كه با ديدن آن صحنه بغض كردند و يك جوري حس مثبتي نسبت به همسرشان داشتند. اگر كسي تأثيرمنفي از اين صحنه گرفته است، بايد خودش را اصلاح كند. در هر صورت معتقدم كساني كه چنين نگاهي دارند مغرض هستند. البته از همان ابتدا مي دانستم رفتاري كه با «مزرعه پدري» در پيش خواهند گرفت، تكرار همان رفتار «سفر به چزابه» خواهند بود. ● به نظر مي رسد پس از آن فيلم برخي از نگاه ها اصلاح شده باشد، ولي ظاهراً در مقاطعي چنين مسائلي در برخورد با نگاه شما به وجود مي آيد. نظرتان چيست؟ نمي دانم با نگاهم مشكل دارند يا با ساختار فضاي فيلم هايم. من به آن تكنيك و فرم روايت مورد علاقه ام در سينما رسيده ام و از نظر من اين جوري قصه جذاب تر و شيرين تر مي شود. يادم مي آيد پس از ساخت فيلم هاي «مجنون» و «پناهنده» كه از صحنه هاي اسلوموش (slowmotion) استفاده كرده بودم، مورد تمسخر واقع شدم. ولي الان اگر در فيلم «مصائب مسيح» چنين پلاني وجود دارد، مي گويند فيلمساز «نوآوري» كرده است. واقعيت اين است كه در سينماي خودمان هم اين نوآوري ها را داريم ولي به شكل هاي مختلف سركوب مي شوند يا با غرض ورزي و يا به خاطر ناداني ... اما در مورد «مزرعه پدري» بخش زيادش را حاصل حب و بغض مي بينم. به دليل اين كه اين فيلم از اول يك جوري صاحب نداشت! ● يعني چه «صاحب» نداشت؟ تهيه كننده با تمام صداقتي كه نسبت به اين فيلم داشت و دارد، اساساً برايش مهم نبود كه سرنوشت فيلم به كجا ختم مي شود. پيش از برپايي جشنواره از ايشان درخواست كردم كه نمي خواهم فيلم به جشنواره برسد، چون اساساً نگاه مثبتي به جشنواره ندارم، ولي ايشان اصرار كردند كه به غير از شما، افراد ديگري زحمت كشيدند و بايد كارشان ديده شود. ● و البته به فيلم جايزه تعلق نگرفت... طبعاً من به عنوان يك فيلمساز پس از 25 سال كار در سينما اين مسائل برايم مهم نيست. چون اگر مهم بود قطعاً فيلمسازي را رها مي كردم... اهل مانور دادن و تبليغ كردن هم نيستم و نخواستم جناحي را وارد اين جريان كنم تا فيلم از حمايت مالي و سپاسي برخوردار شود. آقاي كاسه ساز (تهيه كننده) هم اصلاً حوصله اين كارها را ندارد در واقع به دليل گرفتاري هاي بيش از حدي كه دارند هرگز به دنبال اين گونه مسائل نبودند. فيلم بعد از جشنواره فقط يك نمايش خصوصي داشت و بس. حتي شما اگر به مطبوعات سينمايي دوره جشنواره نگاه كنيد، متوجه مي شويد دقيقاً برخي از دوستان مطبوعاتي، همان 2 سكانس را توي بوق كردند و با جوسازي خواستند فيلم را به زمين بزنند. ● شما به حذف اين سكانس تن مي دهيد؟ هرگز. من به عنوان بچه مسلمان براي اولين بار فرياد مي زنم كه اگر كسي برايم دليل شرعي بياورد كه اين دو سكانس اشكال دارد، من خودم با تمام وجودم كل فيلم را تكه پاره مي كنم. ● شما قبلاً درباره اين صحنه ها مشاوره هايي داشتيد؟ بله. از اول با افراد مختلف مشورت كردم. افرادي كه علقه هاي مذهبي در آن ها زياد هست و انسان هايي با فهم و شعور و نكته سنج هستند. كساني كه دل سوخته ارزش ها بودند و هستند، دراين باره به هيچ وجه اظهار نظر منفي نكردند و حتي اين صحنه ها را تأييد كردند و حتي گاهي دچار غليان روحي مي شدند. شما اگر اين دو صحنه از فيلم را حذف كنيد، يعني كل فيلم نابود مي شود و شكلي هم در آن نيست. البته اگر بحث اين است كه ديگر نبايد فيلم بسازم، بايد بگويم تا آنجا كه زنده ام و توان دارم فيلم خواهم ساهت و سينماي مورد علاقه ام را هم دنبال خواهم كرد. ● ولي خودتان بارها در مصاحبه تان گفته ايد ديگر فيلم نمي سازم! به دليل آزار و اذيت هايي بود كه در مقاطع مختلف شدم. الان هم انگار يك جوري به من مي گويند: آقا ديگه فيلم نساز! من از سينماي كهنه فرار مي كنم و علاقه مند به نوآوري هستم. طرز تفكر قديمي در سيناي ماست كه جوانان و تماشاگران از سينما سرد شده اند. از طرفي اجازه ورود جوانان به سينما را نمي دهند. وقتي شرايط كار براي من وجود ندارد پس مي خواهيد براي جوانان فراهم كنند؟ انگار خانه سينما و جاهاي ديگر را درست كرده اند تا مانع ورود فكرهاي نو و بديع شوند. ● چطور «ملاقلي پور» به خاطر فيلم «هيوا» با عنوان بهترين كارگردان در جشنواره تحسين مي شود و حالا در «مزرعه پدري» ناديده گرفته مي شود. اين تضاد را در چه مي بينيد؟ در نوع نگاه سياسي برخي از تصميم گيران فرهنگي ... ●طبيعي است چون در كشور ما سياست نگاه خاصي به سينما دارد. شما به عنوان فيلمساز چاره كار را در چه مي بينيد؟ ورود فكر و ايده جديد جوانان مستعد به اين سينما . علاقه من به سوررئال در سينما بر كسي پوشيده نيست ولي ظاهراً برخي ها دوست دارند فيلم هاي مرا با فضاي فيلم هاي كلاسيك ارزيابي كنند. من سينماي كلاسيك را دوست دارم و بايد آن را بشناسم ولي سوررئال انتخاب من است . يك عضو محترم در هيات مديره خانه سينما به بنده مي گويد: فيلم شما را به زور مي گيريم و در جشن خانه سينما نمايش مي دهيم ولي عمداً و بعداً حالت را مي گيريم! اين قضيه برايم خنده دار است. يعني چه حالت را مي گيريم؟! ● پس امسال در جشن خانه سينما شركت نمي كنيد؟ خير. البته اگر تهيه كننده اصرار داشت به روابط عمومي خانه سينما گفته ام از قول من بگويد: فيلم ملاقي پور در حدي نيست كه شما وقتتان را بگذاريد روي مسائلي كه ارزش دارد بحث و اظهار نظر كنيد، لطفا! من نمي خواهم مجموعه آدم ها را رد كنم ولي متاسفانه تفكري در سينما وجود دارد كه آن را به سمت نابودي هدايت مي كند. البته «زمان» و «تاريخ» بهترين داور و قاضي است. چه بسا بسياري از فيلم ها مورد توجه واقع شده اند و پس از نشست غبار زمان، از يادها و خاطره ها رفتند و برخي از فيلم ها در پس زمان و تاريخ بيشتر درخشيده اند. ولي به هر حال گلايه ام از آن برخي از دوستان مطبوعاتي هست كه همانند سانسورچي ها جلوي فكر و انديشه نو را مي گيرند و آن دو سكانس را توي بوق مي كنند. از طرفي فرياد آزادي شان گوش فلك را كر مي كند. ● شما در گذشته به عنوان يك فيلمساز چقدر نسبت به فشاري كه به فيلمسازان نوگرا وارد مي شد اعتراض كرديد؟ بله، اعتراض كردم. الان فيلم و مدارك آن موجود است كه چند بار كه در هيات داوران بودم وقتي بر روي فيلم هاي اجتماعي، خانوادگي و يا هر نوع ژانري غير از جنگ مخالفت نابجا مي كردند، اتفاقاً مقابله مي كردم و پاي آن صحنه ها مي ايستادم تا جايزه بگيرند تا مبادا دچار سانسور شوند، البته بنده نبايد هوار بزنم كه از كدام سينما حمايت كرده ام يا نكرده ام. ● بالاخره تكليف فيلم تان چه مي شود؟ با وضعيت كنوني مخالف اكران آن هستم. به هر جهت من هم در كنار ديگران براي اين فيلم زحمت كشيدم و نبايد ناديده گرفته شود. وقتي انواع و اقسام فيلم هاي هجو به نمايش درمي آيد هيچ كس اشكال نمي گيرد ولي چطور مي توانند اين صحنه جدي برخورد زندگي و مرگ را حذف كنند!! ● خانه سينما در اين خصوص حمايتي از شما كرد؟ متاسفانه خانه سينما از من حمايتي نكرد. شما نگاه كنيد بسياري از جوانان مي خواهند فيلم بسازند، بايد به خانه سينما بروند، نوبت بايستند تا يك آقايي به عنوان مشاور آن جوان بشود و بعد مجوز كارگرداني دهند. اصلاً به خانه سينما چه مربوط است؟ خانه سينما يك مجمع صنفي است كه همه را بايد آنجا جمع كند. بايد مشكلات را حل كند و شرايطي را به وجود آورد تا آنهايي كه در سينما هستند، راحت تر كار كنند و تازه واردان هم در شرايط مناسب وارد عرصه شوند تا استعدادها شكوفا شود. البته شايد بشود در كوتاه مدت جلوي برخي از جوانان را گرفت، ولي در درازمدت آنها مي آيند و همانند سيل خروشان، گذشتگان را كنار مي زنند. همان گونه كه نسل فيلمسازان قبل، نسل گذشته خود را كنار زدند و فقط آنهايي كه ريشه دار بودند، باقي ماندند. نسل جوان هم خواهد آمد و بي ريشه ها و فسيل شده ها را بيرون خواهد كرد. به نظر من خانه سينما نيازمند يك تحول و بازنگري و تزريق خون تازه است. خون تازه هم با حضور جوانان تأمين مي شود. البته خانه سينما در حد بيمه كاركرد خوبي داشته و دارد. ● شما بيمه خانه سينما هستيد؟ بله. ● فيلمنامه اخيرتان «خوابگرد» پروانه ساخت دريافت كرد؟ يك بار تحت عنوان يك داستان ديگر و به اسم تهيه كننده ديگر پروانه ساخت گرفتم. منتها حالا فيلمنامه تغيير كرده است و اخيراً اعلام كرده اند، فيلمنامه كامل را ببرم تا خوانده شود و مجوز بگيرد. ● موضوع فيلم درباره چيست؟ اجتماعي است. موضوع آن درباره دختري است كه در جامعه امروز مي خواهد سالم بماند و درباره بسياري از معضلات اجتماعي مقاومت مي كند و چون به ضرر عده اي تمام مي شود، اجازه فعاليت به او نمي دهند. مخالفان سعي مي كنند اول با نرمي، با پول و وعده وعيد و بعد تهديد مانع كار او شوند، ولي اين دختر تا پايان راه روي حرف خود پافشاري مي كند و ... ● شما به بازگشت سرمايه «مزرعه پدري» فكر كرديد؟ صددرصد، اگر فيلم در شرايط مطلوب اكران شود، حتماً بازگشت سرمايه خواهد داشت البته به اضافه فروش رايت هايش ... ● اگر فروش نداشت همانند قارچ سمي چه؟ فكر نمي كردم «قارچ سمي» نفروشد. ولي از اول معلوم بود قرار نيست مزرعه پدري براي فروش ساخته شود. ● پس در آن صورت مجبوريد «كمكم كن» ديگري بسازيد؟ بله «خوابگرد» ، «كمكم كن شماره 2» نيست؟ خير. ● پس كمكم كن از نظر شما فيلم قابل دفاعي است؟ آن موقع به دليل حمله هاي شديد سكوت كردم و بعضي جاها اشتباه را پذيرفتم. اما در اين روزگار فكر مي كنم «كمكم كن» درست و بجا ساخته شد. درست است يك جاهايي شلختگي در ساختار داشت ولي بسياري از هشدارهاي اجتماعي درون فيلم، عيناً اتفاق افتاد. شما بايد يكبار ديگر «كمكم كن» را ببينيد. ● فيلم مزرعه پدري پس از «دوئل» پرخرج ترين فيلم جشنواره امسال بود. در آن صورت با وجود آگاهي از عدم فروش آن ريسك بزرگي نكرديد؟ قبول ندارم ... ● چرا؟ در زمان جشنواره فيلم فجر تعدادي از فيلم هاي جنگي به نمايش درآمد و تعداد ديگري به نمايش درنيامد. خرج فيلم من نسبت به فيلم هاي به نمايش درنيامده خيلي كمتر است. ● چقدر خرج فيلم شد؟ 530 ميليون تومان. ● رقم كمي نيست. با اين رقم سريال امام علي (ع) را ساخته اند... بله رقم كمي نيست. ولي در مورد ريسك پذيري كه گفتيد، بايد بگويم من فيلمنامه را نوشتم و تهيه كننده هم پيشنهاد ساختن آن را به من داد و به همين راحتي فيلم كليد خورد. ● آيا اين فيلم را محصول بخش خصوصي مي دانيد؟ همه فيلم هاي جنگي كه تا حالا ساخته شده اند با پشتوانه بخش دولتي توليد شده اند. ● ولي تهيه كنندگان يكي از فيلم هاي پرخرج جنگي چنين نظري ندارند؟ اين نظر آن دوستان است ... ● متشكرم از صداقت شما. ولي فكر مي كنم يكي از مشكلات شما صراحت كلامتان باشد، اين طور نيست؟ به هر جهت آينده، بسياري از مسائل ناپيدا را عيان مي كند. نه حاصل سيم و زر برايم مانده است/ نه حوصله خطر برايم مانده است/ دارايي من دلي سرسبز ز عشق/ اين مزرعه از پدر برايم مانده است. خدا بيامرزد، دكتر حسن حسيني، اين شعر را براي «مزرعه پدري» سرود و گفت، رسول! اذيتت خواهند كرد. ● البته ظاهراً شما حوصله خطر كردن داريد؟ بحث خطر كردن مطرح نيست. عده اي احساس خطر مي كنند. با هر تغيير و تحولات سياسي يك عده اي به تكاپو مي افتند، چون حيات خود را در ممات ديگران مي بينند و بقاي خود را در له كردن ديگران جست و جو مي كنند. ولي بايد بگويم من جواني ام را براي نظام جمهوري اسلامي گذاشتم و هيچ وقت از اعتقادات و عقايدم تخطي نمي كنم. منتها نمي توانم درون عقايد قديمي و كهنه شده دست و پا بزنم. اگر نگذارند «خوابگرد» را بسازم، آنقدر بلد هستم كه با دوربين DV فيلم را به انتها برسانم. به فيلمسازي ادامه خواهم داد اما نه به هر قيمتي ... درج شده در روزنامه شرق، سال اول ،شماره 232 دوشنبه ۱۵ تير ۱۳۸۳ - ۱۶ جمادى الاول ۱۴۲۵ – ۵ جولاى ۲۰۰۴ |+| نوشته شده توسط فرانک آرتا در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 و ساعت 13:17 |
Email:faranakarta@gmail.com
|
