|
آرامش
آخرین باری که قیصر امین پور را دیدم ، درموزه هنرهای معاصرتهران بود ، برای همایش بهار ایرانی آمده بود .اتفاقاً سهیل محمودی هم آن جا حضور داشت برای اجرای برنامه . او با دکترامین پور سلام واحوالپرسی گرمی کرد ودکتر هم آخرین کتابش را به او داد.یک مقدار به چهره ی شاعر -اکنون ازدست رفته- دقیق تر شدم .به نظرم آرام ودرعین حال غمگین بود .البته ازخطوط صورتش به این نکته پی بردم .نمی دانم؛ شاید این گونه نبود. حتی این نکته دررفتار وراه رفتنش مشهود بود. الان که دوباه آن صورت را درذهنم مرور می کنم ، از خودم می پرسم آیا خودش را برای رفتن آماده می کرد؟ آیا روزی که همه ی ما با مرگ مواجه می شویم ، آن گونه آرامش دروجودمان نمود پیدا می کند؟ وآیا درواپسین لحظات به آرامش دست می یابیم؟...
|+| نوشته شده توسط فرانک آرتا در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 و ساعت 14:0 |
Email:faranakarta@gmail.com
|