تبليغاتX
...Art ...
 مي خواهم ادامه دهم

                  گفت و گو با رسول ملاقلي پور درباره مشكلات اكران مزرعه پدري

 رسول ملاقلي پور از آن دسته فيلمسازاني است كه پيرامون فيلم هايش بحث هاي متفاوتي مطرح مي شود. چه آن هنگام كه مجبور شد به دليل مشكلات مالي غيرقابل حلش فيلم ناموفق «كمكم كن» را بسازد تا باگيشه آن به رتق و فتق سينماي مورد علاقه اش بپردازد و چه آن زمان كه دوفيلم موفق «سفر به چزابه» و «نجات يافتگان» را ساخت كه به قول خودش سينماي دلش بود، دردسرهاي بسياري را با جان و دل خريد. به طوري كه امروز بايد تاوان روزگاران گذشته را پس بدهد. گويا حالا واقعيت موجود پيرامون فيلم «مزرعه پدري» آخرين ساخته اش و سطور رقم خورده «خوابگرد» آخرين فيلمنامه اش، تلخي هاي گذشته فيلمسازي را دوباره برايش تكرار كرده است...

● به نظر مي رسد كلافگي و بي حوصلگي تان محصول شرايط پيرامونتان است. با اين نوع واكنش شما آشنا هستيم.

اصولاً كلافگي و بي حوصلگي جزء لاينفك زندگي امروز ماست، اين چرخه را دور مي زنيم از صبح تا شب و تازه در خواب هايمان هم كلافگي و درد را حس مي كنيم...

● برويم سر اصل مطلب ...

اصل مطلب اين است كه حدود چند روز پيش اعلام كردند كه «مزرعه پدري» دچار مميزي شده است و در صورت حذف موارد، پروانه نمايش فيلم صادر مي شود.

● خب كمي طبيعي به نظر مي رسد!

بله، به اين مسائل عادت كرديم ولي روي مهمترين سكانس هاي فيلم دست گذاشته اند.

● كدام سكانس ها؟

يكي، لحظاتي كه محمود شوكتيان (مهدي احمدي) و همسرش سودابه (آتنه فقيه نصيري) همراه بچه هايشان به مزرعه مي رسند و با حسرت و محبت با يكديگر صحبت مي كنند. كه گفتند كل آن سكانس بايد حذف شود، ديگري هم مربوط به آواز زن است. البته بنده تعجب مي كنم چون اساساً در فيلم آواز وجود ندارد! آنجايي كه زن هم مي خواند دوصدايي يا چند صدايي است...


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط فرانک آرتا در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 و ساعت 13:17  
 به یاد رسول ملاقلی پور
۱۵ اسفند ماه سال گذشته رسول ملاقلی پور به ابدیت پیوست .یادش گرامی

رسول ملاقلی پوردرپشت صحنه «مزرعه پدری"

|+| نوشته شده توسط فرانک آرتا در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 و ساعت 13:13  
 پراز سکوت وتنهایی

پروانه معصومي یکی از سینماگرانی است که امسال درجشنواره فیلم فجر مورد تقدیر قرار می گیرد. حال این پرسش مطرح می شود ، با توجه به این که مدت ها ست که کار شاخصی از این بازیگر در عرصه ی سینما وتلویزیون دیده نشده ،  پس چرا صحبت از تجلیل وتقدیر از او به میان می آید؟

واقعیت این است که با مرور کارنامه ی بازیگری «معصومی» می توان به پاسخ مناسب تری  به این پرسش دست یافت .

پروانه معصومی درفیلم «تحفه ها»

پروانه معصومی در سال 1323درتهران متولد شد.رشته ی تحصیلی او زبا ن های خارجی است. برای نخستین بار درسال 1351با فیلم «بی تا» ساخته ی هژیر داریوش مقابل دوربین سینما قرار گرفت .فیلم بعدی او « رگبار » بهرام بیضایی بود که درمیان خیل فیلم های مبتذل آن سال ها یک نقطه ی قابل اتکاء محسوب می شد.از سویی حضور پروانه معصومی در قیاس با بازیگران آن دوران موجه تر ومتفاوت تر بود.

درآن دوران اکثر نقش هایی که درسینما به زنان بازیگر می دادندرا نمی توان  عنوان

« نقش» بر آنها نامید.اصلاً نقشی نبود که بتوان حتی درباره ی اش صحبت کرد. درواقع قریب به اتفاق  چیزی شبیه شغل  رقصیدن درکافه وکاباره ها  و...بود وبعد همان شغل ها را مقابل دوربین دوباره ارائه می کردند. درنتیجه وقتی نقشی نبود چندان نمی توان درباره ی بازیگری آن سخن گفت .به طوری که یکی از بازیگران آن سال ها دراعتراض به ابتذال آن سینما دست از بازیگری شست وبساط آدامس فروشی کنار خیابان را گشود.البته معدود بازیگران زن بودند که می خواستند به جای این که درمرکز آن جریان مبتذل باشند از کنار آن بگذرندوبه جای آن  به هنر سینما توجه کنند. معصومی از آ ن دست بازیگران بود. بنابراین بازی درنقش مهمی از فیلم فیلمسازی که به گونه ی دیگر به زن نگاه می کند فضای مناسبی را برای بازی فراهم  می کند.بهرام بیضایی از همان فیلم نخست خود این فضا را فراهم کرده بود .هرچند هرچه جلوتر رفت ، شکل وحضور زن در فیلم هایش جدی تر شد. هرچند در آثار اولیه‌ی بیضایی، هنوز زنان شکل جدی و کاملی به خود نگرفته‌اند.با این حال درنخستین فیلمش  حضور یک زن در جریا ن کلی داستان  حس ودرک می شود.  در فیلم «رگبار»زن فیلم با بازی پروانه معصومی زنی است که فقط نظاره گراست  وسکوت می کند.«سکوت »شکل مهمی از اجرای یک بازیگر است .مخصوصاً درآن زمان که اکثر فیلم ها پر از دیالوگ وبه عبارتی فیلم های رادیویی بود.میمیک وطرز راه رفتن پروانه  معصومی دارای وِیژگی هایی است که به فضای فیلم های بیضایی چفت می شود. خطوط چهره اش که استواری را تداعی می کند  همراه با نگاه نافذ وعمیق ، حرکات ورفتار پر طمانینه واز همه مهم تر بیان آرام  که به اصطلاح از جیغ زدن ها ی مرسوم عاری ورهاست به او تشخص مضاعفی می داد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط فرانک آرتا در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 و ساعت 11:15