تبليغاتX
...Art ...
 گفت‌وگو با الهام حميدي

 ابتدا مايل بوديد در فيلمي از خانم درخشنده کار کنيد؟

کاملاً. اصولاً مايه‌هاي کارهاي خانم درخشنده را دوست داشته و دارم. چون هميشه به مسائلي مي‌پردازند که ديگران کم‌تر به آن توجه دارند؛ توجه به بچه‌هايي که ناهنجاري‌هايي دارند که به نظرم باارزش است. فيلم‌هاي خانم درخشنده براي من قابل احترام و داراي انديشه‌اند. وقتي ايشان با من تماس گرفتند و فيلمنامه را براي خواندن دادند، علاقمند شدم در اين فيلم همکاري کنم، چون فرصت خوبي بود که از نزديک با بچه‌هايي که مبتلا به سندروم داون هستند، آشنا شوم. از طرفي ديگر نقش نگار به دلم خيلي نشست. در نتيجه هم فيلمنامه و هم کارگردان خوب باعث شد که وارد اين پروژه شوم.

البته اين فيلمنامه براي بازيگر حرفه‌اي، نقش‌محور نبود.

دقيقاً، فيلمنامه‌اي بود که در آن بايد اين‌نوع بچه‌ها ديده مي‌شدند و اين‌گونه که الهام حميدي يا شهاب حسيني در آن بدرخشند نبود. در درجه اول علي و زندگي‌اش مهم بود. همه ما وسيله‌اي بوديم تا علي و مسائلش ديده شوند. علي و امثال او بچه‌هاي ابدي هستند و هميشه بچه‌اند.

براي شما کارگردان خيلي مهم است؟

صد در صد.

اگر اين فيلمنامه را يک کارگردان جوان پيشنهاد مي‌داد، بازي در آن را نمي‌پذيرفتيد؟

بستگي دارد. چون قبلاً من کارهاي خانم درخشنده را ديده بودم و سبک و سياق کارهايشان را دوست داشتم، مشتاقانه با ايشان همکاري کردم. اما درباره کارگردانان جوان بايد بگويم بستگي به نوع کار و فيلمنامه‌شان دارد. بعضي از آن‌ها با وجود کميِ تجربه، فيلم‌هايشان سرشار از ذوق و استعداد است. به طور کلي مايلم در اين کارها هم شرکت کنم، چون بايد به استعدادهايشان بها و ميدان داد.

هنگام بازي با علي توانستيد با او راحت کار کنيد؟ به خاطر اين‌که شما بازي مي‌کرديد و او زندگي.

کار کردن با اين‌جور بچه‌ها سخت است. يادم مي‌آيد کار خانم درخشنده دو برابر شده بود...

چرا؟

چون هدايت بچه‌اي که نمي‌داند بازيگري، ديالوگ، ميزانسن و دوربين چيست، مشکل است، چه برسد به اين‌که به او بگوييم برو آن‌جا يا بيا اين‌جا، ممکن است نتواند آن کارها را انجام دهد. در نتيجه بازي کردن براي ما هم سخت مي‌شد. يادم مي‌آيد پلاني بود که بيست‌بار تمرين مي‌کرديم و در نهايت در ضبط آن‌گونه که مي‌خواستيم علي انجام نمي‌داد.

با علي زياد تمرين مي‌کرديد؟

بله. مثلاً در تمرين‌ها به علي مي‌گفتيم فلان کار را انجام بده يا برو آن‌جا بنشين. اما گاهي در هنگام ضبط، جاي ديگري مي‌نشست و چندين برداشت مي‌گرفتيم تا از دل اين‌همه برداشت، چيزي بيرون بکشيم.

برای خواندن ادامه مصاحبه روی ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط فرانک آرتا در دوشنبه نوزدهم آذر 1386 و ساعت 16:3  
 گفت‌وگو با شهاب حسيني

چگونه نقش را انتخاب مي‌کنيد؟

 براي من فيلمنامه، اولين معيار براي وارد شدن به يک پروژه سينمايي است. ديگر اين‌که چه کسي قراراست فيلم را کارگرداني کند و همين‌طور عواملي که در جلو و پشت دوربين حضور خواهند دارند. وقتي هماهنگي لازم ميان عوامل فيلم و کارگرداني که بتواند از عهده کار برآيد، به وجود آيد، مي‌توان به آن پروژه اعتماد کرد و نقش را پذيرفت.

 کليت يک فيلمنامه برايتان مهم است؟

 مسلماً وقتي مي‌خواهيد به عنوان بازيگر کار کنيد، دوست داريد کاري کنيد که وقتي خودتان به عنوان تماشاگر، فيلم را تماشا مي‌کنيد، احساس کنيد فيلم حرفي براي گفتن داشته و نيز اين پتانسيل را داشته که شما را تا انتهاي فيلم بکشاند. من خودم هميشه به عنوان تماشاگر به فيلم‌هايم نگاه مي‌کنم.

 يعني در وهله نخست به مخاطب‌تان فکر مي‌کنيد تا نقش‌تان؟

 همين‌طور است.

 فکر نمي‌کنيد اين مسأله بازيگر را در ارائه کارش محدود کند؟

 بازيگري، هنري است که در قالب يک گروه قرار مي‌گيرد. بنابراين ميزان کاري که بازيگر انجام مي‌دهد مشخص است، براي اين‌که کار خوبي ارائه شود، تنها وجود بازيگر کافي نيست. نگاهي که بازيگر را هدايت مي‌کند و شرايطي که فيلم ساخته مي‌شود نيز قطعاً تأثيرگذار است. به طور مثال بايد فرانسيس فورد کوپولايي پشت دوربين باشد تا مارلون براندو، شاهکاري در پدرخوانده خلق کند.

برای خواندن ادامه گفتگو روی ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط فرانک آرتا در دوشنبه نوزدهم آذر 1386 و ساعت 16:0  
 
اصغرشاهوردی پلک زد، حالش روبه بهبودی است
|+| نوشته شده توسط فرانک آرتا در شنبه هفدهم آذر 1386 و ساعت 19:29